جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
881
تحفة الملوك ( فارسى )
يا آنكه تحيت او به غير لفظ سلام باشد ؛ مثل « صباح الخير » و « اهلا و سهلا » . يا به لفظ سلامى كه ملحون است باشد ؛ مثل « ساماليك » ، پس بعضى گفتهاند ايضا واجب نيست ، يا آنكه از اهل ذمه يا از اهل گناهان كبيره باشد ، پس در جواب - چنانكه وارد شده است - اكتفا به گفتن « و عليك » مىنمايد . « 1 » يا آنكه جوابدهنده در حال نماز باشد ، پس اكتفا به لفظ سلامكننده مىنمايد به طريق فور و بدون تأخير . يا آنكه در حال بول و غايط باشد ، پس چنانكه مروى است از كردار پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله جواب را تا بعد از فراغ به تأخير مىاندازد . « 2 » و جواب دادن صبى مميز ، مثل جواب دادن بالغ است . و بايد كه جوابدهنده صدا را بلند نمايد به طورى كه به سلامكننده بشنواند ، و به صورت خفى و به اشارهء به انگشت يا به كف - چنانكه سيرهء يهود و نصارا است - جواب ندهد . و از جملهء آداب معاشرت نمودن با بنى نوع خود و آداب ملاقات ايضا مصافحه و معانقه نمودن است . و مصافحه ، عبارت است از الصاق كف به كف و اقبال روى به روى . و معانقه عبارت است از گذاردن دست را بر گردن يكديگر و خود را به يكديگر چسباندن . و هردو از جملهء سنت در شريعت است ، خصوصا با اكابر دين ؛ مثل ائمه و علما . و مصافحه از متممات سلام و تحيت بر مقيم است ؛ و معانقه از متممات سلام و تحيت بر مسافر است ؛ چنانكه وارد شده است كه « انّ من تمام التحية للمقيم المصافحة و تمام التسليم على المسافر المعانقه » « 3 » . و در حديث نبوى است كه « اذا التقيتم فتلاقوا بالتسليم و اذا تفرقتم فتفرقوا بالاستغفار » « 4 » ؛ يعنى هر وقت كه يكديگر را ملاقات مىنماييد ، پس بايد كه ملاقات شما با سلام كردن باشد ، و هر وقت كه از يكديگر متفرق مىگرديد ، پس بايد كه تفرق شما با استغفار نمودن از براى يكديگر باشد . و وارد شده است ايضا كه با مصافحه نمودن يك صد رحمت قسمت مىشود و نود و نه از آن از براى آن يكى است كه محبت او با صاحب او بيشتر
--> ( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 648 و 649 ، باب التسليم على اهل الملل ، ح 2 . ( 2 ) . مجمع الزوائد ، ج 1 ، ص 276 ؛ المعجم الكبير للطبرانى ، ج 20 ، ص 329 ، رقم 779 و 780 ؛ احياء علوم ، ج 2 ، ص 205 و محجة البيضاء ، ج 3 ، ص 383 ، با مقدارى اختلاف . ( 3 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 646 ، باب التسليم ، ح 14 . ( 4 ) . همان ، ص 181 ، باب المصافحه ، ح 11 .